ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 |
افتاده درختی که به خود می بالید
از داغ تبر به خاک غم می نالید
گفتم چه کسی به ریشه ات زد گفتا:
آن کس که به زیر سایه ام می خوابید
_______________________________________
ندارم وحشتی از یوز و ببر و حمله شیران
از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم
________________________________________
در جستجوهای اخیر خود به کشف تازه ای دست یافتم که مشتاقانه آنرا در اختیارتان قرار میدهم باشد که از این کشف ویس راضی و خشنود شوید و مرا و عکاس را و همه ی دست اندرکاران این مجموعه را از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید..مرا چون وقت گذاشته و به جستجو پرداخته و چنین عکسی را کشفیده و در اختیار شما قرار داده ام تا شما با دیدگان مبارکتان دیدن فرمایید و بر بنده درود و هزاران درود فرستید..
خخخخ خب لطفا عکسو ببینید ...
عجب بارونی داره میاد از دیشب همینطور داره میباره
واز دیشب تا حالا دلم بدجور ر گرفته سر ی مساله که اولش خیلی کوچیک بود ولی بعدش ی بغض شد توسینه م ی موجود نازنین ازم خواست باهاش ی جایی برم و من قبول نکردم ولی بعدش کلی عذاب وجدان گرفتم آخه من اصلا فکر نمیکردم این موضوع اونقد براش مهم باشه ولی تو دلم آشوب و غوغا بود و فهمیدم این مساله واسش خیلی مهم بوده الانم موندم چطور جبران کنم خودش که چیزی نگفته ولی من خیلی ناراحتم صبح بهش زنگ زدم به روش نیاوردم ولی میخوام یادش بره و چیزی ازم به دل نگیره و الانم که این پستو بذارم بهش زنگ میزنم دعا کنید از دستم دلخور نباشه ..
خدایا ما بنده ها تا وقتی پیش همیم خیالمون راحته که فرصت زیاده و به هم توجه نمی کنیم وقتی نیستیم تازه حسرت اون لحظه هایی رو میخوریم که از دست دادیم..
خدایا غفلتهامو ببخش و کمکم کن تو این روزای آخر سال همونی بشم که تو دوس داری
دیگه چیزی به پایان سال 1394 نمونده
امسالم مثل سالای قبل چقدر زود تموم میشه
این یعنی عمرمون مثل برق و باد داره میره و ما فقط وسواس به خرج میدیم که قبل از پایان سال خونمون تمیز باشه فلان سین از سفره هفت سین کم نباشه و لباس نو بپوشیم ووو...
غافلیم از اینکه قلبامونم پر شده از گرد و غبار پر شده از کینه و حسرت و غم پر شده از بدی
چرا یکم وسواس به خرج نمیدیم و کثیفیه قلبامونو پاک نمی کنیم
با توام آره باتوام ویس وسواسی ی دستمالیم به قلبت بکش و تمیزش کن تا بهار ی سرکی هم به دلت بکشه
من ی تصمیمم قطعی گرفتم اصلا هم از تصمیمم کوتاه بیا نیستم که نیستم اصلا میدونید چیه من از اون دس آدمایی هستم که عزممو که جزم کنم کسی جلودارم نیست اصلا میدونید خب بریم سر اصل مطلب همه اینا رو گفتم که به اینجا برسم بعله من تصمیم خیلی جدی گرفتم که دوباره همون قالب خرسی رو بذارم و گذاشتم خخخخخخ