X
تبلیغات
رایتل

هیبت ویس

هنوز خودمونشناختم..

 تا وقتی ی جا نشستم و زانوی غم بغل گرفتم که چرا اینجا اینجوریه


 چرا  هیچی درس نمیشه   چرا همه چی می ریزه بهم ..هیچی درس نمیشه دیگه 


فقط خودموتبدیل میکنم به ی آدم افسرده ی  درب و داغون که با ی من عسلم نمیشه خوردش


 واقعا حیفه تبدیل شدن به هم چی آدمی..


 اما کافیه یکم از انرژی خوبای درونمورو کنم یهوهمه چی عوض میشه


خیلی حیفه اون همه خوبی رو تو دلم خفه  کنم و جاش تو دلم بدی بکارم و هر روزم پرورشش بدم و پربارترش کنم..


کاری که تو روزگار ما متاسفانه خیلی خیلی زیاد به چشم می خوره اینه که یکی بدی میکنه ویکی دیگه اون بدی رو با شدت عمل بیشتری جواب میده..


یکی خوبی میکنه فک میکنن ساده س و  می خوان از خوبیش سوء استفاده کنند..


منم یکی از همون آدمام که  هنوز خودمونشناختم


 نمیدونم واقعا اونجوری که فک میکنم هستم یانه


اون راهی که من دارم میرم راه راسته یا بیراهه؟؟





عاشق که باشی


 وقتی  با دستام لمسشون کردم بیشتر از همیشه فهمیدم که چقدر تو  این مدت بدون اونا  بم سخت گذشت..


 وقتی عاشق ی  چیزی باشی 


 حاضری به خاطرش تمام خستگیا تو یادت بره و اونقدر بری تا بهش برسی


مثل  عشقی که بین من و  یارِ مهربانم هست


لمس کتابا تو قفسه کتابخونه حالمو خیلی عوض کرد 

دیروز با وجود تموم خستگیام حاضر شدم فرسنگها برم تا بهش برسم..


 همیشه چند تا کتاب تو قفسه کتاب خونه انتظارمو میکشن که برم و بخونمشون 

 اما با وضعیتی که  داشتم نمیشد زود به زود برم کتابخونه


 اما  از این به بعدمی خوام زود به زود به یار مهربانم سر بزنم 


هیبتم کجایی؟؟ دقیقا کجایی؟؟

خیلی وقته  تو خونه تنها نبودم  واسه  همینه  الان که ی چند ساعتی میشه تنهام یکم که چه عرض کنم دو سه کم ترسیدم به طوری که صدای بال کبوترم که شنیدم می خواستم جیغ بزنم ..



وای خدای من گوشیاشم با خودش نبرده حالا من از کجا بدونم کجاس ..


 قلبم داره تند میزنه.. خدا کنه  هیبتم زودتر بیاد  جاش خیلی خالیه .اصن نمی دونستم زندگی بدون هیبتم اینقدر ترسناکه..




برچسب‌ها: زندگی، ترسناک، تنهایی

تقدیم به دوست خوبم بانوی بهار

 حتی  اگه بخوای دیگه ننویسی و ادامه ندی 


حتی اگه هر چی زور بزنی و حرفت نیاد


و به قول بانو گفتنی دچار یبوست نوشتاری شده باشی 


فقط و فقط ی دوست خوب می تونه  دلگرمت کنه تا باشی و ادامه بدی ..


ی دوست خوب که بودن و نبودنت واسش مهمه و حواسش به همه چی هست


 اون دوست خوب بهاریه ی بانوی دوست داشتنی  که امیدوارم غم و درد همیشه ازش فراری باشه



ویس نوشتم زنگ زده

بعد از مدتها دست به کیبورد شدم تا اینجا رو از سکوت در بیارم .

.خدایی خیلی سوت و کور شده نه رفتی نه آمدی


اینروزا  ویس نوشتم زنگ زده هر چیم زور بزنم تا از این حالت در بیاد نمیاد

 باید خودش بخواد تا بیاد ..


البته سکوت اینجا رو دوست دارم وقتی از شلوغیا خسته میشم یاد اینجا میفتم 

 و عجیب آروم میشم 


شبتون آروم 







برچسب‌ها: شبتون اروم، سکوت، رفت، امد، سوت، کور
( تعداد کل: 114 )
   1       2       3       4       5       ...       23    >>